|
جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۴۷ : ۴۴ : ۱ |
پرپر |
|
سلام
ممنون.
اون فقط یک انسان که لبخند کاذبش غرورش رو ثابت میکنه مشت گره خوردش قدرتی نداره چون نمیتونه قفسشو نابود کنه دیوارها استوارند و سیمها خود نمایی میکنن آدم دل خوش به اینه هر ان که اراده کنه میتونه قفس رو نابود بکنه اما ضعف فکری قدرتی بهش نمیده اون فقط یک فیگوره که براش چندان مهم نیست کدوم طرف سیمها باشه چون فکرش تو قفسه.سیاهی بالای کادر آبی رو خفه کرده ....
|
|
سید مهدی مصباحی : |
|
سپاس |
|
جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۳۸ : ۰۹ : ۰ |
پوریا موزرم نیا |
|
ادیت خلاقانه ای داره |
|
|
|
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۴۹ : ۵۱ : ۱۹ |
نادی |
|
زیبا بود
زیبا
شادزی |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
Thanks welcome |
|
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۴ : ۲۳ : ۱۳ |
نرگس شاطری |
|
جالبه ولی احساس خوبی از دیدنش نداشتم.مرسی |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
Thanks welcome |
|
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۴۶ : ۲۱ : ۱۱ |
نرگس سلطان آبادیان |
|
ترکیبب جالب و با مفهومی داره عکستون ، ممنون |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
Thanks welcome |
|
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۴۴ : ۳۰ : ۱۰ |
مهدی رضوی |
|
پردازش مانند همیشه خلاق و بی نقص است، اما نمی توانم به لحاظ مضمون با این عکس مرتبط شوم. |
|
|
|
يکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ - ۴۵ : ۲۶ : ۱ |
amir hajiabasi |
|
سلام چه ساندويچ پر معنايي .بسيار لذت بردم .
دستت درد نكنه |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۵۸ : ۰۵ : ۱۰ |
حمید سبحانی |
|
به نظرم یک کار خیلی خوب رو شاهد هستیم
کاش کمی صورت در تاریکی فرو رفته بود یا تیره تر می نمود
من اسمی مانند حصار رو بیشتر می پسندم!
موفق باشید |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۵۷ : ۰۷ : ۹ |
مروئه |
|
پايدار باشيد |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۳۱ : ۵۵ : ۲ |
زینب روستایی |
|
سلام.......
بر عکس اسمش من با دیدن ابن عکس یه جور آزادی و از بند رها شدن رو می بینم...
همه ما به یه شکل زندانی واسه خودمون درست کردیم و داریم, که چه عالی می شه یه روز ما هم از بند ها رها شویم و به آبی آسمان بپیوندیم...
ممنونم.... |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۵۸ : ۴۲ : ۰ |
سمیه چناقچی |
|
عالی . درود بر شما. واقعا حرف نداره |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۰۸ : ۴۶ : ۰ |
شهرام ملكي زاده |
|
درود بر شما دوست عزيز
مهدي جان منظور من از نقد اين عكس محكوم كردن آن نبود بلكه خواستم نگاه و نظر بعضي مخاطب ها را هم بداني.
قطعا حرفهاي من در باره اين اثر صد در صد صحيح نيست .اصلا هيچ نقدي كامل و بدون عيب نيست.فقط نظر مخاطب با تكيه بر اصول علمي وكلاسيك نقد است.
در ضمن من معناي ابتذال را پستي نميدانم.بلكه در لغت به هر چيزي كه بيش از حد معمول ارايه شده باشد مبتذل ميگويند.يعني آنقدر ديده ميشود و آنقدر در دسترس است كه سخت بتوان به ارزش واقعي آن پي برد.از نظر من ارائه مفهوم زندان با اين عناصر اثرتان را به ورطه ابتذال كشيده است. |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۳۳ : ۳۲ : ۰ |
حمید گردان |
|
ترکیب زیبایی بوجود آمده.شاید اشاره مستقیم به زندان و دیوار ذهینت را ابتدا به سمت فضاهایی تاریک هدایت کند، اما برای من زندان درون در ذهنم ترسیم شد که با رنگ آبی مفاهیم کمی متفاوت شد. سپاس فراوان. |
|
|
|
شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۴ : ۲۱ : ۰ |
شادی آفرین آرش |
|
سلام دوست
نمی دونم چرا دوست دارم این عکس بدون ترکیب عنصر انسان باشد
شاید تکراری اما حس می کنم این آسمان این طبیعت بکر زیبا پشت این سیمهای خاردار بیشتر عنوان زندانی را یدک می کشد
تا یک انسان
که می تواند پلید هم باشد
با اینکه ویرایشتان به خوبی انجام شده
و نه اینکه این عکس زیبا نباشد
بلکه سلیقه ی شخصی من این عکس را بدون حضور مرد دوست دارد
پوزش از زیاده گویی |
|
|
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۴۸ : ۲۰ : ۲۱ |
Graphista |
|
سلام آقای مصباحی
کار قشنگی رو ارایه کردین ولی در نظر من
فکر میکنم به خاطر عنوانی که انتخاب کردین رنگ آبیش خیلی سرزنده تر از یک زندانیه!
و همچنین خیلی بهتر بود که صورت هم یکمی فید میشد تا اول از همه جلب توجه نکنه
البته این برداشت من از عکسه و حتما برداشت خودتون از موضوع کاملا متفاوته!
ممنون |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
ممنونم نظرتان قابل تامل است تشکر |
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۲ : ۵۶ : ۱۸ |
بهراد مصطفایی |
|
کار جالبیه . |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
Thanks Welcome behrad |
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۰ : ۰۰ : ۱۷ |
حسين ذبيح نيا |
|
سلام
ممنون بابت اين اديت هوشمندانه تركيب خوبي شده خسته نباشي |
|
|
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۲۹ : ۱۵ : ۱۶ |
محمد رضا معصومی |
|
سلام
عکس رو می پسندم . ، ادیت رو هم خیلی چشم گیر و دقیق دریافت کردم . اما با انتخاب عنوان آسیب جدی به درک مخاطب زدی . ببین سید مهدی منظورم اینه که مخاطب رو از دریافت تاویل گونه ی این اثر محروم کردی . انتخاب عنوان حق تو برای ارائه ی مفهوم مورد نظرته اما من تصور می کنم اگر نخوام عکس رو اونطوری که تو خواستی ببینم ناچار به مقابله ای درونی و نا خواسته با عکس تو میشم .
کاش این فرصت رو به مخاطب می دادی که داستان های شخصی خودش رو از عکس تو روایت کنه ( نظر کاملا شخصی و حسی ) .
بذار یه مثال بزنم ، من دوست دارم عکس تو رو زئوس ببینم ، یا خدا ( به بافت و رنگ آبی که خیلی هم امید وار کتندس توجه کنم ) ، حالا ببین کار رو برای من چقدر مشکل کردی ؟
-------------
در نهایت ممنونم که منو به دیدن این اثر زیبا و مفهومی دعوت کردی . |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
متشکرم محمد رضا نظرت بسیار ارزشمنداست اما اینکه نام رامانع ازتعبیر شخصی و ارتباط مخاطب باعکس بدانیم بگونه ای کاملا صحیح نیست. البته از انجا که با نام اثر به نیت عکاس پی میبریم میتوانم با عدم ارتباط مخاطب بانیت عکاس.. نه عکس.. بواسطه نام موافق باشم.....مقوله قابل بحثی ست......
تعبیرت از عکس جالب بود..... |
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۵۹ : ۴۴ : ۱۳ |
شهرام ملكي زاده |
|
ممنون كه اين هنر را براي ديدن ما به اشتراك گذاشتيد.
اما اگر بي رو دربايستي بخواهم بگويم : هيچ گونه ارتباطي با اين عكس برقرار نكردم.
با توجه به عنوان زنداني براي اين عكس فكر ميكنم نياز به المانهاي پيچيده تري بود .اين سادگي بيش از حد و اشاره مستقيم به مفهوم زندان و زنداني با عناصر بسيار معمول و دم دست اين مفهوم را بصورت مبتذل ارائه كرده است كه به همين ميزان ارتباط با اثر را مخدوش ميسازد.
موفق باشيد. |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
ممنون از نظرتان.دوست من معنی ابتذال . پست و بی ارزشست و من این اثررااینگونه نمی بینم.اگر منظورتان از المانهای پیجیده رفتن به کهریزک است و یا سیمهای خاردار پیجیده درست میفرمایید عکس فاقد انهاست.....هرچند اشاره ای نکردید ولی معتقدم استفاده از عناصر دم دستی به مراتب سخت تر و والاتر از عناصر پیچیده است.هرچند شایداین تحمیل واجب نباشد اما نظرتان رابه جمع این عناصر ودرک این مفاهیم قابل برداشت از منظورم جلب میکنم...حصار. مشت.. قلب..آزردگی..اعتقاد...تن آسمانی... عریانی.. آبرو... مو...و تکنیک ساخت.....هرچند دلیلی ندارد که برداشتهای مخاطب مانند خالق اثر باشد. |
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۴۳ : ۲۸ : ۱۳ |
رضا عنصرسیار |
|
واقعا ترکیب جالبیه!!!
تبریک می گم برای این هنر شما... |
|
|
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۴۶ : ۱۳ : ۱۳ |
سروی |
|
ترس ، خشم ، فرار ... |
|
|
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۳۰ : ۴۶ : ۱۲ |
ساسان فهیمی |
|
ممنون ام |
|
|
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۵۰ : ۴۴ : ۱۰ |
مرتضی |
|
سلام سيد مهدي جان
تصوير زيبايي رو خلق كردي.
من با ميثم موافقم و امتداد دست روي ديوار نبايد با اين شدت محسوس باشه.
يه نكته ديگه اينكه روشني صورت زنداني بسيار زياده و چشم رو به خودش جلب مي كنه و از حركت توي عكس باز مي مونه.
ايده بسيار جالبي است.
موفق و سربلند باشي |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
متشکرم آقا مرتضی. صورت رو روشن کردم تا نگاه رو به خودش جلب کنه...و با اینکه نگاه در نقطه ای متمرکز نیست موافقم و انرا اقتضای این اثر میدانم.. |
|
جمعه ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۰۷ : ۵۴ : ۹ |
میثم امانی |
|
سپاسگذارم
فتو مونتاژهای شما مثل یک کلاس آموزشی هست.
در مورد این عکس احساس می کنم اگر امتداد دست بر روی دیوار محسوس نبود بهتر بود. راستش یاد استایل EMBOSS در فتوشاپ افتادم. |
|
سید مهدی مصباحی : |
|
متشکرم لطف داری.در این ایماج دنبال واقعی بودن نباش. انگونه که شما فرض میکنید هم آزمودم این امتداد داشتن خط دست را مناسب دیدم. |
|
پنحشنبه ۲۴ تير ۱۳۸۹ - ۴۱ : ۵۶ : ۲۰ |
امید سریری |
|
درود.
|
|
|
| |
| |